مفهوم تروما و درک جدیدی از آسیبهای روانی
گردآوری: دکتر نیلوفر جلالی
در علم روانشناسی مدرن، مرزهای درک و کاربرد مفهوم «تروما» به طرز قابل توجهی جابجا شده است. اینن مفهوم که در گذشته منحصرا به حوادث عینی دردناک، غیرمنتظره و بسیار استرس آور مرتبط میشد، اکنون به ابزار یا مفهومی کلیدی برای فهم رفتارها، الگوهای ارتباطی، کارکرد مغز و سیستم عصبی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، تروما تنها به تجربیات ملموس و مشخص مانند تصادف یا فقدان نزدیکان محدود نمیشود؛ بلکه شامل تجربیات پیچیدهتری نیز میشود که در صورت تکرار میتوانند با ایجاد عقده های هیجانی (انباشته شده در بدن و ذهن)، بر زندگی روزمره و ارتباطات فرد تاثیر بگذارند.
واکنشهای طبیعی به ناملایمات
واکنشهای روانی به رویدادهای ناخوشایند و ناملایمات، طبیعی و به اصطلاح «نرمال» است. افراد مختلف ممکن است به یک حادثه خاص واحد، واکنش متفاوتی نشان دهند؛ برای مثال، یک شخص ممکن است با از دست دادن شغل خود به شدت افسرده شود، در حالی که فرد دیگر ممکن است به سادگی آن را یک تغییر در زندگی ببیند و سریعاً به دنبال فرصتهای جدید باشد. این تنوع در واکنشها کاملاً طبیعی است و به عوامل مختلفی مانند شخصیت، تجربههای هیجانی و محیطی قبلی و نیز محیط اجتماعی بستگی دارد.
تروما و شرایط محیطی
تجربه تروما به عنوان پاسخ هیجانی (مملو از احساس ناامنی، ترس، و یا درماندگی) به شرایط نا امن محیطی مانند زندگی در خانوادهای بیثبات، یا رابطهای که احساس کمارزشی ایجاد میکند، نرمال است. برای مثال، فردی که در خانوادهای با عدم حمایت عاطفی بزرگ شده، ممکن است در روابط آیندهاش احساس ناامنی کند، از نزدیکی و احساسات مثبت بهراسد و یا همواره به دنبال تأیید باشد. در واقع، بدن و سیستم عصبی ما به این شرایط واکنش نشان میدهد و احساس رنج شما، نشانهای از عملکرد طبیعی آنهاست. مشکل در واقع ناشی از این شرایط است و نه از خود شما.
تروما در همهجا
تمام انسانها، فارغ از جنسیت، نژاد و طبقه اجتماعی، تروما را تجربه کردهاند. برای مثال، یک فرد که در یک جنگ یا حتی یک بحران اجتماعی فراگیر بزرگ شده، یا مستمرا تجربه تبعیض را داشته، ممکن است آثار تروما را در رفتارها و روابط خود مشاهده کند. از این رو، ضروری است که به این موضوع بهعنوان یک بخش طبیعی از زندگی بشر نگاه کنیم و تابوهای اجتماعی را بشکنیم. به این ترتیب، میتوانیم فضایی امن برای گفتگو و درک بهتر ایجاد کنیم.
راهی به سوی رهایی
برای دستیابی به رهایی از تروما، لازم است که به درد و رنج خود توجه کنیم. تروما در بدن و سیستم ما زندگی میکند و هیچکس به اندازه خود ما نمیتواند در تشخیص و پردازش این زنجیرها نقش بهتری ایفا کند. این فرآیند شامل شناسایی تجربیات آسیبزا، بیان احساسات، پردازش و در نهایت پذیرش آنهاست. با آگاهی از این درد و پیخ های هیجانی گم شده، و تلاش برای پردازش آنها، میتوانیم به سوی بهبودی و رهایی حرکت کنیم. از طریق گفتگو، مشاوره و درمان، میتوانیم به بازسازی خود بپردازیم و به آرامش درونی دست یابیم. این سفر به سمت خودآگاهی و شفای روانی، نه تنها بر کیفیت زندگی افراد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به بهبود روابط و تعاملات اجتماعی در سطح جامعه نیز منجر شود.